نتایح جستجو

  1. نفس

    با عشق بخوانید...

    آرزوهایش بوی یال های گره خورده ای می دهد که نگین عطر چشمان تو بر آن آویخته، دهانت را شیرین کن به حبه ای قند به گرمای این تب، بهار همین جاست ...
  2. نفس

    با عشق بخوانید...

    جام سرسپردگی هایم لبریز است به یک اسب، زیر لب نجوا می کنم فضای باکس برای نگاه هایم تنگ است مرا رها کنید بی درنگ در پادوک، ...
  3. نفس

    با عشق بخوانید...

    سکوت که می کنم کر می شوم از شیهه های نهفته ام. و نمی دانم روحت از چوب کدامین حماقت زخمیست ؟ مرا یادت هست؟ هنوز هم نفسم بوی کودکی یک شبنم صبحگاهی می دهد مرا یادت هست؟
  4. نفس

    با عشق بخوانید...

    دلم آنقدر گرفته که خدا می داند، حجم گیسو نگران است و من در پس پرده ی تکرار نفس می گریم... آه ایکاش که عشق ناگهان رم نکند وین بهشت ابدی را که تبلور کرده است چون جهنم نکند آه ایکاش...
  5. نفس

    با عشق بخوانید...

    خواهش میکنم آقای اصفهانی. متعلق به همه دوستان در انجمن هست. استفاده میکنیم.:smilingsmiley:
  6. نفس

    با عشق بخوانید...

    شمع ها را روشن می کنم، رو به پله های بزرگ و با یک مشت ابر دلسوخته آسمان را به تاختی فرا می خوانم که پروانه بارانی ترین ثانیه ی سال را تجربه کند ...
  7. نفس

    با عشق بخوانید...

    دیر یا زود ، گم می کنیم. و من امیدوارم باورمان نرود از دست از ذهن از قلب. من کره های کوچکی را دیده ام که هویج را تصاحب نمی کنند، به هر قیمتی ...
  8. نفس

    با عشق بخوانید...

    سحرگاه طلوع باران بود خستگی هایم قد می کشیدند کجایید شبانه هایم؟ دلم برای کورسوترین سواری اندیشه تنگ است ...
  9. نفس

    با عشق بخوانید...

    خواب را وقتی از موانع پریدی، به یک مهمانی با شاپرک های باغ بهشت تعبیر کردم. بیداری ام را دیگر باید در خواب دید!
  10. نفس

    با عشق بخوانید...

    مغزم نم نم ، نم می کشد! وقتی شبنم بارانی ترین روزهایت را می چشم. سوپاپ ها نا متعادل، و یارای مقابله ات نیست، حتی با چند اسب بخار!
  11. نفس

    با عشق بخوانید...

    هرگز نمی گویم که ناگفته ای نداری، اما سهم من از گفته هایت اشگ و لبخند نیست، سهم من شنیدنی ترین شیهه هاییست که تا کنون نکشیدی ...
  12. نفس

    با عشق بخوانید...

    قامتت را ستوده ام، و تو چگونه در باکس ها جا نمی شوی؟ قصر رویایی زمینی ام را تصاحب کن این کمترین است ...
  13. نفس

    با عشق بخوانید...

    بوی گرد و خاکی که بر آن آب پاشیده ام، عطر عجیبی دارد، و مرا می فریبد که دوباره زین را به میان بیاورم ...
  14. نفس

    با عشق بخوانید...

    سپیده می زند، رنگ باخته تر از یک پرستوی مهاجر در آغاز زمستان، صورتم ستاره می زند. نعل هایم بی وزنی می گیرند، و تو در من آغاز می شوی ...
  15. نفس

    با عشق بخوانید...

    هنوز به خاطر دارم که به سادگی یال هایت در حضور باد، می آشفتم، در حضور تو. و خدا می داند، که من عاشق بر آشفتنم!
  16. نفس

    با عشق بخوانید...

    برای پرنده ها دانه می پاشم، و به اسب ها لبخند می زنم. دانش آموزانم را از بالای سرسره هل می دهم، و بیشتر از همه ی آنها، خودم لذت می برم!
  17. نفس

    با عشق بخوانید...

    می توانی یال هایم را بگیری، اما با بال هایم چه خواهی کرد؟ من همیشه پرواز را می دانم، اگر بخواهم.
  18. نفس

    با عشق بخوانید...

    دیرزی ترین سلولم را دیروز دیدم، چقدر جوان، چه محکم، و اگر تو را به نجابت یک اسب فرابخوانم، به طفولیت دریاچه های آبی پی خواهم برد ...
  19. نفس

    بيست و هشتم صفر

    شهادت مظلومانه ی کریم اهل بیت،امام حسن مجتبی علیه السلام و رحلت جانسوز پیامبر اکرم ،حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم، بر سایر مسلمین جهان تسلیت باد.
  20. نفس

    با عشق بخوانید...

    حرف نداشته ام، ارزانی تمام داشته هایت شاید رسم اینچنین است که جا پای نعل ها گذاشت و رفت به سوی یک تاخت گاهی باید گریخت با سرعت تمام ...
بالا