Dr_Ghaffari
Active member
اسب بديد حقير كمترين يكي از پهلوانان برتر شاهنامه است بويژه اگر اسب اسب رستم باشد و يا اسب سياووش . - كه البته فردوسي در شاهنامه حق مطلب را ادا كرده است - اسب يكي از پهلوانان تاريخ دلاوريها و افتخار آفريني ايران به حساب مي آيد ! ولي ما چنان بي لطف بوده ايم كه اسب ايراني در طول تاريخ نام اسب عرب را مي گيرد . مي خواهم به يك ضرب المثل اشاره كنم تركمن ها مي گويند اول پدرت را بشناس سپس اسبت را . تشابه دو كلمه آتا (پدر) و آت (اسب) نيز قابل توجه است . رستم ابتدا بايد اسبش را بشناسد و توانايي هاي او را دريابد سپس به كار جنگ و كارزار شود . رستم بدون اسبش حتي در شاهنامه هم رستم نمي شود چه رسد در ميدان نبرد .! در پايان اين اشاره به دو آيين كهن اشاره مي كنم : 1_ انتخاب نام بر اساس ويژگيهاي اسب يعني نامهايي چون گشتاسب . گرشاسب . لهراسب . طهماسب . بوراسب . آذراسب و سياووش و بسياري ديگر . 2_ گورستانهايي به دست آمده كه فردي در ميان آن خاك شده است و تعدادي اسب نيز در اطراف او به خاك سپرده شده است و اسبهايي بوده اند كه وي در زمان حيات داشته و در دلاوريها و رزم آوريهايش آنها را از دست داده است ولي عقيده داشته اند كه در زمان ممات آنها را باز مي يابد و سوار بر آنها به سوي دلاوريهاي ديگر مي رود ...