خب استقامت رشته ای سنگینه.
آمادگی بدنی میخواد خیلی زیاد مثلا برای رسیدن به لوپ بعضی وقتها باید دو سه کیلومتر پیاده با اسب بدوید.
تمرین سخت.
مدت زمان مسابقه که زیاده و.....
آخه من معمولا فقط از نصف النهار مانژ یه بار میرم بیرون از باشگاه یه بارم میام تو.
بعدشم دور زدن مال جوو ناس ما بیشتر دوست داریم رو نیمکت پارکی چیزی باشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه بار اون خدا بیامرز گرفت یادم نیست دکتر گفت چیه و دارو هارو هم یادم نیست ولی باید روزی دوبار با گاز استریل و سرم میشستیم بعد دو تا پماد می مالیدیم مسری هم بود
این کار رو بعضی ها برای عضله سازی و قویی کردن گردن انجام میدن.
از یه نفر یه چیزی شنیدم که نمیدونم درست باشه یا نه.
ولی یه شب من یه ما دیونو قنطر کردم فردا صبح یادم افتاد هنوز بازش نکردم !!!
فاجعه بود !فاجعه! ولی من لذت بردم از رنجی که میکشید!!!
دوستان با اجازه به عنوان یکی از مسولین هیت های سوارکاری عرض میکنم که اونی که باید بشه میشه.
بعد یه روز وقتی اعلام شد همدیگرو نگاه میکنین و پوزخند میزنین.
مسول نه سواد میخواد نه تیپ و نه....
اول از هر چیزی باید مدیر باشه ذاتا
دوم به اسب و اسبداری علاقه مند باشه
سوم شخصیت اروم ولی پر کار
چهارم که...