نتایح جستجو

  1. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    سر می خورم از پیشانی ات و هنوز با دهنه می ستیزم، مرا به سادگی بنوش صحرا همیشه تابستان است ...
  2. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    معبد خمیازه های زمین از افتادگی پلک هایت جان گرفت وقتی دیگر به چشمت نمی آمد چیزی، و این تو بودی که تکرار می کردی؛ شیهه هایت گوش خراش است ...
  3. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    لبانت را گاز نگیر من از طنین خنده هایت، اشک را می شنوم صحرا برای من، و شتابان گریختن سهم نعل های تو رد پایت را، با همین اشک ها قاب خواهم گرفت ...
  4. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    با تو بهترم، بهتر از دیروزهای مبهمم، و فرداهای سوال برانگیزم من زین بر پشت تمام آرزوهای تو ام، دامنت را از یورتمه ام پر کن با تو بهترم، حتی، بهتر از خودم، ...
  5. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    جرعه ای بنوش، و کام دلت را تلخ کن ریشه ی رمیدگی هایم تازه شده و تو هنوز به دیابتی تلخ گرفتاری ...
  6. نفس

    سلام عزیزم خواهش میکنم.

    سلام عزیزم خواهش میکنم.
  7. نفس

    بررسی اسب به عنوان یک نماد معنوی

    محمد نوري (1)بررسي اسب به عنوان يک نماد معنوي چکيده :اخلاق که مجموعه اي ازبايد و نبايدها ، فضيلت ها و رذيلت ها است که آدمي بايد به آنها عمل کند يا ازآنها اجتناب ورزد ، يکي از دانش هاي زير مجموعه ي علوم انساني شده است .نويسندگان و پژوهشگران در مسايل مختلف اين دانش قلم زده و آثاري خلق کرده اند .يک...
  8. نفس

    چه اسب خشنی!

    paresh asb_www.Patugh.ir
  9. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    ای شهروند دائم ره یافته به من، تفسیر سنگفرش خیابانم آنچنان، در حلق نعل های تو در گیر می شود گویی تمام معده ی تو جای پاست و، دیوانه وار، منفجرم از سکون شهر، سر می کشم به بام یکی خانه در افق ...
  10. نفس

    پوشش مخصوص اسب

    پناه بر خدا!!!:blushsmiley:
  11. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    آغشته می شوی به فضای تمام باکس، با این ابهت و با گام های خود. قلبم غلاف، پرچم بیداری ام سفید، رو بر شفق برای خودم ، من می دهم دو دست غریبانه را تکان ...
  12. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    نقش می بندم ، به دیواری بلند، خوب تر از جای قابی مستطیل مثل یک افسانه ی تاریخی ام! لثه های اسب شعرم زخمی است، خارها را با ولع، بی اشتها! بلعیده ام، گاه هم نا مطمئن از هضم ها روح سرد قاب را بر روی دیواری بلند، تب به تب، بوسیده ام ...
  13. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    امروز هم، مرد همسایه به رنگ اسب بود شانه های خاکی اش را می تکاند، کودکش را شاد بر آن مندرس زین، می نشاند، باز با آواز سرشاری ز عشق زیر باران، سوی خانه می دوید از نگاه مهربان باغچه، حس باران خورده ی آن غنچه ها را می شنید... زیر لب می گفت هر دم؛ روزهایم عاشق اند، خانه ام قصری ز نور، دست غم از شهر...
  14. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    با دستبند خالی فردا چه می کنی، وقتی هنوز، رد نگاهت به سبزه ها هم موج می زند شام از هلاکت دیروز چشم هات تا یال های سخنگوی ساحرت، با من چه رازهای نهانی که گفته است این دستبند خالی فردا تو را چه زود، نادم ترین ستاره ی این کهکشان کند شاید نه خاطره، شاید نه اقتدار، دیگر به دست تو نفسی را عیان کند ...
  15. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    این بار هم خدا به دلم رحم می کند، از صخره های غربت گنگی، به حجم شب، با این نشیب، با این فراز، آسیمه سر به تاخت ، هراسان روانه ام، یا ساعت سترگ زمان دیر رفته است، یا من ز کولیان رمیده جلوترم ...
  16. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    سرنوشتم در میان فال ها، بی محابا، رنگ آن پرچین زیبا را گرفت باز هم خورشید در شب، در عبور شیهه هام، محو شد، رگبار زد، و لهجه ی دریا گرفت ...
  17. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    دیگر از دل تنگی گذشته به نفس تنگی رسیده، و این گرد و خاک در باکس نفس هایش را خواهد گرفت ...
  18. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    وزن تازه، شعر تازه، درد نو می رسد نک موسم و فصل درو گل بچین از کام شعرم با لگد! زیر صدها خوشه که از نسل تو، می رسد تا آسمان خواست ها مصرع دیرینه ام، نیک نام لحظه ها، این پایکوبی بهر تو برپاست تا ...
  19. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    مرده بودم زیر تابستان، عرق، ذوب چشمان حقیقت، گونه های سرخ عشق، جای آبشخور به خوردم داده اند چند وقتی آفتاب، زهر ناب، در فراسوی حرارت مانده ام، چشم دارم بر سراب، هر چه در من موج خواهد زد فقط هم اضطراب، باز تابستان زهرآلوده ی پر اضطراب، دوری از یک عشق از یک زهر ناب چشم دارم باز هم من بر سراب ...
  20. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    باز تکرارم کن و با تاخت ها سوی چشمانم،به سرعت باز گرد دشت های خواب را دستان تو با نقوش هجر و غم دمساز کرد ...
بالا