قبلا اشاره کرده ام که من با همسرم در سال 1378 آشنا شدم که شاگرد من بود و به او سوارکاری آموزش می دادم . (البته برادر و خواهر کوچکتر او نیز شاگردم بودند ) اولین باری که او چهار نعل رفت در انتهای مسیر در حالی که فریاد می زد " بابا ببین دارم چارنعل می رم " زمین خورد و پدر خانمم خیلی نگران به طرف او...