نتایح جستجو

  1. ناشناس

    کار روزانه با اسب

    سوارکاران عزیز رشته شما در سواری چیست شما زمانی که اسب خود را زین کرده ووارد مانژ میشوید کار خود را چگونه آغاز میکنید /وبه چه ترتیب پیش میروید وکار خود را به پایان میرسانید 1)مدت زمانی که در روز با اسب کار میکنید چند ساعت است 2)برنامه هفتگی شما برای کار با اسب چگونه است /آیا در هر روز کار خاصی...
  2. ناشناس

    وسایل مورد نیاز برای تربیت اسب

    یک اسب که به سن 2الی 3سالگی میرسد زمان آن میشود که تربیت شود خوب برای تربیت وراه اندازی اسب به چه وسایلی نیاز است نام وسایل وکاربرد آن را ذکر کنید با تشکر (مراحل تربیت را نیز ذکر کنید .چه موقع کار زمینی -چه موقع زین گذاری -چه موقع /سواری الی ..............
  3. ناشناس

    دوستی کی سر آمد؟

    این حرف رو من خیلی وقت پیش زدم اما کسی بهش اهمیت نداد /هنوز خیلی سوءال در مورد اسب وسواری هست که دوستان به اونها جواب ندادن /یه مدتی هم تمام تایپک ها شده بود معرفی اسب
  4. ناشناس

    نظرتون چیه؟

    به عرب که شبیه نیست
  5. ناشناس

    مرگ

    در یک روز شاد و خرم میرید باشگاه یک دفعه با جسد یک اسب مواجه میشید اون موقع چه عکس العملی نشون میدین
  6. ناشناس

    اسب سفيد

    اسب سفيد بابا از اسب سفيدش پياده شد و يک سبد پر از گل شقايق که از دفتر نقاشي اش چيده بود گذاشت توي دست هايم. لبخند زد و گفت: «بگذار روي ميز ناهار خوري!» دفتر نقاشي بابا را بستم. سرم را روي گل ها خم کردم و بوييدمشان. رفتم توي هال و سبد را گذاشتم روي ميز ناهار خوري. آخ که اگر مامان از سرکار...
  7. ناشناس

    پیراهن طرح اسب

    خوب حالا فکر کنید که طرح هم انتخاب شده چه طوری میخواید تی شرتو برامون بفرستین
  8. ناشناس

    نظرتون چیه؟

    اسب خوبیه نژادش چیه /ترکمنه
  9. ناشناس

    اسب دریایی

    اینم چند تا اسب دریایی
  10. ناشناس

    محفل شاعران

    ???
  11. ناشناس

    محفل شاعران

    اون تایپک شعر از ما نقد از شما بود
  12. ناشناس

    محفل شاعران

    اسب سفيد وحشي ! مشكن مرا چنين بر من مگير خنجر خونين چشم خويش آتش مزن به ريشه ي خشم سياه من بگذار تا بخوابد در خواب سرخ خويش گرگ غرور گرسنه ي من اسب سفيد وحشي دشمن كشيده خنجر مسموم نيشخند دشمن نهفته كينه به پيمان آشتي آلوده زهر با شكر بوسه هاي مهر دشمن كمان گرفته به پيكان سكه ها...
  13. ناشناس

    محفل شاعران

    مردي كه اسب حادثه مي راند / شعری از عارف پژمان در زادگاه خويش كهن باره هري بالاحصار كوچه زال و سياوشان آن سال هاي خوب در كشتزار خاطره باغ ديدمش يك مرد مي شگفت يك سايه مي خزيد *** يك سايه مي خزيد به آزمونگاه درس شايد به چشم او سرو بلند مدرسه رمز حيات بود اما روايت است كه اين سايه...
  14. ناشناس

    محفل شاعران

    پرواز می کند در برابر چشمانت اسب سفید بال دار اوج می گیرد تا فتح کند قله ی سرنوشت را قله ای که نابود کرد آرزو های کوچک پسرک را اسب سفید بال دار فتح می کند افق چشمانت را چشمان زیبایی که من را به بند عشق می کشد عشق را دوست نمی دارم اما من را به بند خود کشیده است و دیگر فرار برایم بی...
  15. ناشناس

    محفل شاعران

    ناشناس
  16. ناشناس

    اسب بیچاره

    یک جنایت واقعی
  17. ناشناس

    محفل شاعران

    غرور هدیه شیطان وعشق هدیه خداست ما هدیه شیطان را به هم میدهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر مخفی میکنیم
  18. ناشناس

    محفل شاعران

    دخترکی سوار بر اسبی راهوار آمد دل من را برد لبخند وار از پشت شیهه اسبان بلند میشنیدم صدای او را کمرنگ ............................ شاعر=ناشناس
  19. ناشناس

    محفل شاعران

    معرفت مثل یک در بسته میمونه زمانی که کلیدو داخلش میچرخونی نمیدونی داری بازش میکنی یا اینکه داری درو قفل میکنی
  20. ناشناس

    محفل شاعران

    دوستانی که شعر گفتن ومیگن میتونند اشعار وسروده هاشون رو داخل این تایپک بگذارند داخل شعر هاتون از اسب هم استفاده کنید شعر های شاعر های دیگر را هم میتوانید بگذارید
بالا