به پيش "خيل" خيالش كشيدم "ابلق" چشم بدان اميد كه آن " شهسوار " باز آيد!
حافظ در اين بيت هنر مراعات نظير و واژه آرايي خود را به رخ كشيده است!آيا مي توانيد تصويري را كه حافظ وصف نموده است در خيال خود ترسيم كنيد ؟
من همان روز ز فرهاد طمع ببريدم كو عنان دل شيدا به لب شيرين داد !
اين تصوير را كه حافظ وصف نموده است تصور كنيد ! منظورم مصراع دوم است " عنان دل به لب شيرين دادن" !