"اسب زخمی"

یک پیرزن از دختری غمگین کشیدند​

بر روی پیشانیش از بس چین کشیدند​


سیلاب اشکی تلخ را بر روی گونه​

با قصد حذف خنده ای شیرین کشیدند​


بر روی دریا آب را بستند و از رود​

یک خط فرضی بین کفر و دین کشیدند​


بو برده از این فاجعه عالم که خنجر​

روی اقاقی های عطرآگین کشیدند​


ترس از شناسایی شان در آیه می رفت​

خطی به روی واژه (ظالین) کشیدند​


نقاشها این سوی بوم اسبی که زخمی ست​

آن سوی بوم افتاده ای از زین کشیدند​



ظلمت گرفت این دشت را ،گویی از آنروز​

خورشید را از آسمان پایین کشیدند


منبع:http://www.gazalak.blogfa.com/​
 
بالا