تا بحال از اسب عربتان معجزه دیده اید

سامان حسینی

Active member
ممنون که از خاطراتت گفتی.بعضی وقتها مرور خاطرات خیلی باحاله.بحث من هیچ ربطی به مهجزه پیامبران نداره.همه ما از این اصطلاح استفاده میکنیم.مثلا خوب شدن یک بیمار یک معجزه بوده و هزار تا چیزه دیگه.معلومه که معجزه فقط برای پیامبران بوده. چرا همه چیز رو بیخود بزرگش میکنین.در هر صورت ممنون از خاطراتت

چون شما ادم باحالی هستی وپرحاشیه ماهم سربه سرتون میذاریم.میدونیم شمابه هیچوجه ناراحت نمیشه.وکلا ازبحث وگفت وگو لذت میبری!!!:dodgy:
 

Soheil Sanati

Active member
سلام دوستان .بیایید خاطرات خوب یا بدی که یک اسب عرب به صورت یک معجزه برای شما ایجاد کرده با هم مرور کنیم
 

Soheil Sanati

Active member
سال 80 بود.با پدرم صبح رفتیم سواری.هر دو اسبمان از مادر برادر بودند.تیرداد (نریمان-نازی عبیه) و بهادر (دلیری-نازی عبیه).این دو برادر 24 ساعت با هم بودند و هرگز از هم جدا نمیشدند.ار یک سر بالایی تند بالا میرفتیم که تیرداد اسب پدرم زمین خورد و پدر من هم خورد زمین و ساعدش در رفت.من حول شده بودم .پدرم گفت برگرد باشگاه و ماشین رو بیار.من هم با تمام سرعت با بهادر به طرف باشگاه برگشتم و دیدم که تیرداد هم بی سوار دنبال من میامد.حواسم به جلو بود که دیدم تیرداد نیست.اون برگشته بود و بالای سر پدرم ایستاده بود.در واقع سوارش از برادرش براش مهمتر بود
 

سامان حسینی

Active member
غفار(سلجوق.جادو) کارایی میکرد که فکر نکنم هیچ اسب دیگه ای انجام بده.
وقتی که اومدشهرکرد بامخالفت شدید مادربزرگم روبه روشد.اماوقتی هم که رفت باموافقت شدیدتر او و اهل خانه روبه روشد:
1) دختر عمم که 2سالش بود رفته بود دم دراسطبل غفارایستاده بود که ناگهان غفار از راه رسیدوباسرعت بسیار به سوی اسطبل دوید همه چشماشونو بسته بودن ومنتظراتفاق خیلی بدی بودن .غفار دو متریش که رسیدمتوجه شد. باجمع کردن دستهاتوسینه از روش پرید وباسربه زمین خرد.وازهمینجا تونست دل همه رو به دست بیاره.
2) وقتی تشنش میشد بادندون شیرابو باز میکرد ومینوشید(باز شدن شیر اب تا چندوقط به معماتبدیل شده بود)
3)وقتی یه خراب کاری میکرد وعموم ازراه میرسیدومیخواست تنبیهش کنه میرفت زیر درخت مخفی میشد وعموم منصرف میشد
4)از سواریش وجسارتش که دیگه نگو.ازجاهایی باسرعت میپرید که همه روشگفت زده میکرد.
5) کهکشان که گم میشد غفار میرفت پیداش میکرد وبرمیگردوندش.
 

سامان حسینی

Active member
اقای صنعتی من مثل این خاطره رو توچندتا کتاب خونده بودم جالبه که وا3شماهم اتفاق افتاده من فکرمیکردم وا3 اسب عرب طبیعیه امانگومعجزه بوده مانمیدونستیم.پس غفارهم زبونم لال پیامبری اسمانی بوده!!!!!!
 

Soheil Sanati

Active member
اقای صنعتی من مثل این خاطره رو توچندتا کتاب خونده بودم جالبه که وا3شماهم اتفاق افتاده من فکرمیکردم وا3 اسب عرب طبیعیه امانگومعجزه بوده مانمیدونستیم.پس غفارهم زبونم لال پیامبری اسمانی بوده!!!!!!

ممنون که از خاطراتت گفتی.بعضی وقتها مرور خاطرات خیلی باحاله.بحث من هیچ ربطی به مهجزه پیامبران نداره.همه ما از این اصطلاح استفاده میکنیم.مثلا خوب شدن یک بیمار یک معجزه بوده و هزار تا چیزه دیگه.معلومه که معجزه فقط برای پیامبران بوده. چرا همه چیز رو بیخود بزرگش میکنین.در هر صورت ممنون از خاطراتت
 

فربود

Active member
اتفاقا این جور خاطرات جالبه که ما بدونیم .
دوستان , اسب عرب خیلی برای اعراب مقدس هست شاید من که اینجا تقریبا به اعراب نزدیکترم بیشتر از شماها دیده باشم ولی واقعا همه جونشون اسبهاشون هست .
اگه دوستان مطالبی در این خصوص دارن بزارن .
میگن اسب عرب از باد های جنوب به وجود آمده که همانا مقدس است
 

Soheil Sanati

Active member
اتفاقا این جور خاطرات جالبه که ما بدونیم .
دوستان , اسب عرب خیلی برای اعراب مقدس هست شاید من که اینجا تقریبا به اعراب نزدیکترم بیشتر از شماها دیده باشم ولی واقعا همه جونشون اسبهاشون هست .
اگه دوستان مطالبی در این خصوص دارن بزارن .
میگن اسب عرب از باد های جنوب به وجود آمده که همانا مقدس است

قربون آدم چیز فهم
 
بالا