سمند نعل طلا

مرضیه

Member
saharrrnaaaz گفت:
من هم با دخل و تصرف توی شعر موافق نیستم اتفاقا اصلا هم نیستم اما خوب دوستانه نظر دادم حالا مرضیه چرا انقدر جدی گرفته نمی دونم ;D و ضمن اینکه منظورت و از نقد بدونه دخل و تصرف نمی فهمم که ;D من به شخصه دخل و تصرفی نکردم شعر همین باقی می مونه اما فقط گفتم چیزایی که به نظرم بهترش می کرد و اشاره کردم. والا ما که نقد شعر می رفتیم که اشکالهامون و اینطوری می گفتن بهمون. :p حالا بماند ... فقط یادم باشه در مورد شعر تو نظر ندم که دیگه دوستم نداری بعدش :p

در مورد حرف دکتر هم موافقم با نظرتون در مورد سمند سم طلا. یادم رفته بود بنویسم. البته شانس آوردم که مرضیه کمتر دعوام کنه :p


اما یه سئوال اساسی و مهم دارم !!!!! آقا، کسی از اینکه شاعر یا به نوعی ارسال کننده شعر کجاست ، خبر داره ؟ ;D ;D ;D نیستشاااااااااااااا
ای بابا!!!
سحر جون حالا کی گفته من با شما دعوا کردم؟!!!به خدا اینجوری نیست!راستشو بگم؟!!
داشتم تمرین میکردم عادت صورتک گذاشتن بیش از حدمو ترک کنم!!! ;D ولی نمیشه انگار!
ما بیشتر از اینا خدمت شما و بقیه ارادت داریم.حالا حالا هم باهاتون دعوامون نمیشه!عیب نذارید رو بچه ی مردم.
با این حال اگر از من رنجیدید کلی معذرت و ببخشید و اینا!!!
اگر یه روزی منم شعر گذاشتم شما بدتر از اینا نقدش کن.آخه همیشه توی انجمن شعرمون قبلش من به بچه ها میسپردم که بیرحمانه نقد کنن،اونا هم نامردی نمیکردن و حسابی از خجالتمون در میومدن. ;D
نظراتونم قشنگه من خوندم و چون دوستون دارم منم نظرمو گفتم!به جان خودم دعوایی در کار نبود سحر خانم گل. :)
 

Dr_Ghaffari

Active member
من عقیده دارم ماهیت شعر مانند ماهیت آب است ! یعنی می تواند رود باشد ، برکه باشد ، دریا باشد ، چشمه باشد ، ابر باشد ، باران باشد ، سیل باشد ، برف باشد ، یخ باشد ، مرداب باشد و گاهی گنداب باشد ! شعر فردوسی نمونه بارزی برای باران است. شعر حافظ دریا است و شعر مولوی مانند سیل خروشان است و سعدی در بوستان یک نهر است و در غزلیاتش یک چشمه است !
در نقد شعر دو کتاب معرفی می کنم که برای علاقه مندان بسیار مفید است 1- صور خیال در شعر فارسی 2-شعر بی دروغ شعر بی نقاب .
شعری که دوستمان ارسال کردند لبریز از احساس است اما ظرفی که برای این احساس انتخاب کرده اند کوچک است نتیجه این می شود که شعر می جوشد و سر می رود !
افسوس که شعری برای اسب نسروده ام که به نقد بگذارم ! اما غلط مصطلح دخل و تصرف در نقد را قبول ندارم ! ماهیت نقد همین است ! دربیت دوم "شبی نسیم شدم بوسه های سرخم را نثار دخترکان کپر نشین کردم " مصراع دوم قیامت می کند اما مصراع اول ؟ شاعر می توانست نسیم نباشد اما نسیم بوسه هایش را نثار کند !نیازی نیست شب باشد !
در بیت سوم بیگانگی غریبی با دیگر ابیات به لحاظ مفهومی احساس می شود ! سرود آهن و آتش چه ویژگی دارد که هرچه شعر و غزل را شرمگین کند ؟ شاید شاعر دور نگاهی به سالهای جنگ دارد که در تمام ابیات غزل احساس می شود اما کافی نیست و حق مطلب ادا نمی شود !
بیت چهارم شاید رستاخیز این غزل مایه باشد .اما بیت پنجم به نظر می رسد تنها برای تکمیل ابیات غزل گنجانده شده است و به قول مرضیه خانم اگر غزل را بتکانید کل بیت خواهد افتاد ..!
 

مرضیه

Member
اما منظور من از نقد بدون دخل و تصرف!
سحر جان شما شعر رو میشنوید،بدون تعصبی که شاعر نسبت به شعرش داره،اشکالاتش توی ذهنتون برجسته میشه،راحت ترین راه برای بیان منظور اینه که آدم با مثال حرفش رو به مخاطبش بفهمونه،کاری که اینجا شما انجام دادید،"اگر اینجوری بود بهتر میشد..."درسته که منظورتون رو ساده تر بیان کردید و فهمیده هم شد،گاهی حتی تعبیری زیباتر شاعر به ذهن شما میرسه،اما نقد بدون دخل و تصرف اینه که اونقدر توضیح بدی تا این اشکال رو خود شاعر با ترکیبی که زاییده ی فکر خودشه مرتفع کنه.
 

مرضیه

Member
دکتر جان من بدون خواندن مطلب شما منظورم رو از دخل و تصرف گفتم.
در مورد بیت آخر حق با شما است و اشاره کردم که خط سیر حلقه مختص شعر سپید هست که البته در کلاسیک هم بعضی که اعتقادی ندارند بکار میبرند.
در مورد آتش و آهن هم اشاره کردم ،من هر نمادی از این دو رو که بخوام بگم چیز تازه ای به ذهنم میرسه و جذبه ی این بیت رو در همین میدونم.و تضادی که شعر و غزل رو شرمگین میکنه،مربوط به ماهیت غزل هست که اغلب عاشقانه هست.آتش و آهن،ترکیبی که به ظاهر و با توجه به مصرع اول انسان رو به یاد نعل کردن اسب میندازه،سردی آهن و سرخی آتش!تضاد. و بعد در لایه های درونیتر این سردی و سرخی رنج و سختی همراه با مشقت نهفته است و ...
شبی نسیم شدم...
از نظر من تصویر سازی فوق العاده است. تنهایی دختری کپر نشین که نسیم بر صورتش بوسه میزنه!!!متوجه منظور شما نشدم ولی من دخترک رو همین الان جلوی روم میبینم!
و اینکه بعد از بیت 5 شعر قطع میشه نظر من هم هست،اما همین موضوع_بیت های نانوشته_ میتونه سرمایه های دل شاعر باشه،حرف هایی برای نگفتن...
 

Dr_Ghaffari

Active member
بگذارید یک مثال ریاضی بزنم ! اما نه بگذارید یک مسابقه ریاضی راه بیندازیم مگر نه ادبیات و ریاضیات هم قافیه اند !
زاویه بین دو قطر از دو مربع مجاور در یک مکعب کدام است ؟
1- 60 درجه
2-75 درجه
3-90 درجه
4-متغیر است
پاسخ من باشد برای وقتی شما پاسخهایتان را ارسال کردید !
پس از حل این معمای ریاضی خواهید دانست شاعر باید نگاهش دارای حجم هم باشد ! بنابراین تعصب داشتن روی شعر یک ضعف خواهد بود ! بسیاری از شاعران مانند حافظ و در دوران معاصر ایرج میرزا شعر خود را بی هیچ تعصبی پس از سرودن که جوششی بوده است به صورت کوششی نقد و تصحیح می نموده اند ! روانی گفتار حافظ و زنده بودن کلامش بعد از هفتصد سال با این همه تغییرات زبانی و کلامی به همین دلیل است ! جان کلام اینکه اگر شاعر روی شعرش تعصب داشته باشد باید آن را در صندوقچه سینه اش حبس کند !
 

Dr_Ghaffari

Active member
مرضیه گفت:
دکتر جان من بدون خواندن مطلب شما منظورم رو از دخل و تصرف گفتم.
در مورد بیت آخر حق با شما است و اشاره کردم که خط سیر حلقه مختص شعر سپید هست که البته در کلاسیک هم بعضی که اعتقادی ندارند بکار میبرند.
در مورد آتش و آهن هم اشاره کردم ،من هر نمادی از این دو رو که بخوام بگم چیز تازه ای به ذهنم میرسه و جذبه ی این بیت رو در همین میدونم.و تضادی که شعر و غزل رو شرمگین میکنه،مربوط به ماهیت غزل هست که اغلب عاشقانه هست.آتش و آهن،ترکیبی که به ظاهر و با توجه به مصرع اول انسان رو به یاد نعل کردن اسب میندازه،سردی آهن و سرخی آتش!تضاد. و بعد در لایه های درونیتر این سردی و سرخی رنج و سختی همراه با مشقت نهفته است و ...
شبی نسیم شدم...
از نظر من تصویر سازی فوق العاده است. تنهایی دختری کپر نشین که نسیم بر صورتش بوسه میزنه!!!متوجه منظور شما نشدم ولی من دخترک رو همین الان جلوی روم میبینم!
و اینکه بعد از بیت 5 شعر قطع میشه نظر من هم هست،اما همین موضوع_بیت های نانوشته_ میتونه سرمایه های دل شاعر باشه،حرف هایی برای نگفتن...
مثلا به جای " شبی نسیم شدم بوسه های سرخم را" می توانست شاعر بگوید :" نسیم بوسه سرخ و سفید و سبزم را نثار دخترکان کپر نشین کردم "!
البته مصراع فی البداهه من نیز بسیار نارسا است اما در شعر باید سعی شود کلمات یکپارچه شود !شاید اخوان ثالث توانمند تریت شاعر معاصر در این هنر باشد .ببینید بیت دوم شروع جداگانه ای از بیت اول دارد و بیت سوم نیز آغاز مجددی است در حالیکه شاعر می تواند دانه های گسسته این تسبیح را پیوند دهد . نیازی نیست بگوید شبی نسیم شدم بوسه های سرخم را شرط ایجاز هم این است که بگوید نسیم بوسه های سرخم را ! استفاده از قید زمان شعر را کوچک و محدود می کند اجازه بدهیم زمان را خواننده تصور کند و هر گاهی که دلش خواست سحر باشد و هر گاه دیگر شب . و حتی ظهر داغ اهواز باشد تا شاید نسیم خنک بوسه ای مرهم باشد !
 

مرضیه

Member
Dr_Ghaffari گفت:
بگذارید یک مثال ریاضی بزنم ! اما نه بگذارید یک مسابقه ریاضی راه بیندازیم مگر نه ادبیات و ریاضیات هم قافیه اند !
زاویه بین دو قطر از دو مربع مجاور در یک مکعب کدام است ؟
1- 60 درجه
2-75 درجه
3-90 درجه
4-متغیر است
پاسخ من باشد برای وقتی شما پاسخهایتان را ارسال کردید !
پس از حل این معمای ریاضی خواهید دانست شاعر باید نگاهش دارای حجم هم باشد ! بنابراین تعصب داشتن روی شعر یک ضعف خواهد بود ! بسیاری از شاعران مانند حافظ و در دوران معاصر ایرج میرزا شعر خود را بی هیچ تعصبی پس از سرودن که جوششی بوده است به صورت کوششی نقد و تصحیح می نموده اند ! روانی گفتار حافظ و زنده بودن کلامش بعد از هفتصد سال با این همه تغییرات زبانی و کلامی به همین دلیل است ! جان کلام اینکه اگر شاعر روی شعرش تعصب داشته باشد باید آن را در صندوقچه سینه اش حبس کند !
:D
ریاضیات و ادبیات بله،بلکه ریاضیات و هنر از نظر من هم قافیه اند.
اجازه بدید پاسخ این مسابقه رو سایر دوستان بدن.
 

مرضیه

Member
مثلا به جای " شبی نسیم شدم بوسه های سرخم را" می توانست شاعر بگوید :" نسیم بوسه سرخ و سفید و سبزم را نثار دخترکان کپر نشین کردم "!
البته مصراع فی البداهه من نیز بسیار نارسا است اما در شعر باید سعی شود کلمات یکپارچه شود !شاید اخوان ثالث توانمند تریت شاعر معاصر در این هنر باشد .ببینید بیت دوم شروع جداگانه ای از بیت اول دارد و بیت سوم نیز آغاز مجددی است در حالیکه شاعر می تواند دانه های گسسته این تسبیح را پیوند دهد . نیازی نیست بگوید شبی نسیم شدم بوسه های سرخم را شرط ایجاز هم این است که بگوید نسیم بوسه های سرخم را ! استفاده از قید زمان شعر را کوچک و محدود می کند اجازه بدهیم زمان را خواننده تصور کند و هر گاهی که دلش خواست سحر باشد و هر گاه دیگر شب . و حتی ظهر داغ اهواز باشد تا شاید نسیم خنک بوسه ای مرهم باشد !
دگتر مسئله رو بغرنج کردید!پای رنگ رو کشیدید وسط شعر و حالا ما باید بریم سراغ روانشناسی رنگها!!!! :D
 

مرضیه

Member
شخصا و رسما از سایر دوستان خواهش میکنم وارد بحث بشن.
سحر جون بفرما،هیچ آدابی و ترتیبی مجوی...خلاصه هر جور که دوست داری نقد کن،قول میدم حرفی نزنم! :-[
 
مرضیه جون حتما ادامه می دم و شرکت می کنم. خوب موقعیتی شد واسه یاد گرفتن :) اما یه کم الان حواسم نیست اون وقت یه چی می گم که معلوم نیست چیه ;D فعلا پیگیری می کنم و زودی ملحق می شم بهتون
 
تا مياد بحث گل بندازه ، بحث زنونه ميشه و ديگه آدم رغبت نمي کنه واردش بشه!!! ;)
تا بود ناخن مي زدن حالا انگار براشون ناخون زدن!!! :)
بدبخت شاعر اين شعر!!! عجب کاري کرد برا دلش شعر گفت!!! چند تا مدعي پيدا کرده!! بابا دلش مي خواست!!
;D
 

Dr_Ghaffari

Active member
سلام به دوستان شعر پسند ! فکر می کنم اگر بخواهیم در انجمن کارگاه شعر داشته باشیم یا باید تخصصی در زمینه شعرهای اسبی باشد و یا ساعت کارگاه به دو ساعت مشخص در هفته محدود شود تا با برنامه های انجمن و سایر مطالب تداخل نداشته باشد . بنابراین ساعت کارگاه را 22-24 روزهای پنجشنبه اعلام می کنم و اگر دوستان با رای اکثریت زمان دیگری پیشنهاد دهند استقبال می کنم .
کاش بشود مدیریت سایت برای کارگاه چیزی شبیه اتاق گفتگو که زمانی صحبتش بود فراهم نمایند .
 

مرضیه

Member
Dr_Ghaffari گفت:
سلام به دوستان شعر پسند ! فکر می کنم اگر بخواهیم در انجمن کارگاه شعر داشته باشیم یا باید تخصصی در زمینه شعرهای اسبی باشد و یا ساعت کارگاه به دو ساعت مشخص در هفته محدود شود تا با برنامه های انجمن و سایر مطالب تداخل نداشته باشد . بنابراین ساعت کارگاه را 22-24 روزهای پنجشنبه اعلام می کنم و اگر دوستان با رای اکثریت زمان دیگری پیشنهاد دهند استقبال می کنم .
کاش بشود مدیریت سایت برای کارگاه چیزی شبیه اتاق گفتگو که زمانی صحبتش بود فراهم نمایند .
زمان معین برای کارگاه خوب هست .
با چت روم هم موافقم.
 

مرضیه

Member
دکتر غفاری آمدیم نبودید ها!!!! :D
خوبه که خودتون قرار زمان مشخص برای کارگاه شعر گذاشتید! ;)
 

Dr_Ghaffari

Active member
ببخشید با اسبهایمان رفتیم در دامن طبیعت یک اردو ی دو روزه زدیم جای همه دوستان خالی . هم فال بود و هم تماشا !
 

Dr_Ghaffari

Active member
Dr_Ghaffari گفت:
بگذارید یک مثال ریاضی بزنم ! اما نه بگذارید یک مسابقه ریاضی راه بیندازیم مگر نه ادبیات و ریاضیات هم قافیه اند !
زاویه بین دو قطر از دو مربع مجاور در یک مکعب کدام است ؟
1- 60 درجه
2-75 درجه
3-90 درجه
4-متغیر است
پاسخ من باشد برای وقتی شما پاسخهایتان را ارسال کردید !
پس از حل این معمای ریاضی خواهید دانست شاعر باید نگاهش دارای حجم هم باشد ! بنابراین تعصب داشتن روی شعر یک ضعف خواهد بود ! بسیاری از شاعران مانند حافظ و در دوران معاصر ایرج میرزا شعر خود را بی هیچ تعصبی پس از سرودن که جوششی بوده است به صورت کوششی نقد و تصحیح می نموده اند ! روانی گفتار حافظ و زنده بودن کلامش بعد از هفتصد سال با این همه تغییرات زبانی و کلامی به همین دلیل است ! جان کلام اینکه اگر شاعر روی شعرش تعصب داشته باشد باید آن را در صندوقچه سینه اش حبس کند !
گویا کسی پاسخی نداد ؟!
زاویه را من می گویم چند درجه است اگر ذهنتان آشفته نشود 60 درجه است !
 
بالا