هزار بار آینه،
هزار بار عشوه در کشاکشی میان تارهای یال،
و عشق
از نجابت تو می شود شروع،
با کدام جوهر گران بها
می شود نوشت
زنده باد اسب های با شکوه،
حامیان برگه ی برنده ی زمین
برای نیل من و تو به آسمان
با کدام جوهر گران بها؟
قسم نمی خورم ولی به ...
ربود،
از کفم هر آنچه بود
با طنین نرم یورتمه
زیر سقف باکس
پشت انحنای شیهه هاش
طعم اشتهای کهنه ی مرا
دوباره زنده کرد،
قسم نمی خورم ولی...
همین که دارید جلو یه ملت میگید هر سال بیشتر از سال قبل میان، بزرگترین توهین هست.
چی فرض میکنید دیگرانی که تعداد اسب ها رو مقایسه میکنن و دیگه داره داد میزنه کم شدن؟
از همین پر رو بازی هاست که بدم میاد.
بی ادعا باشید و قبول کنید حقایق رو،بجای اینکه سرتون رو بکنید زیر برف.
اینهمه فاصله زمانی، برای اون تعداد کم اسب ها،واقعا لازم بود؟؟؟؟
بابا دیگه حوصله ی جمع سر رفت.
بچه ها از یه طرف سر و صدا و اعصاب همه رو بریز به هم،ما هم که بزرگ بودیم والا با کلی اعصاب خوردی برگشتیم.
قیمت دفترچه و نوشیدنی های بوفه هم که دیگه بماند...
من میگم نکنید این کارا رو.آبروداری رو یاد بگیرید.
تاخیر در شروع مسابقه هم که دیگه...
ساعت رو همون 10:10 صبح می زدید بهتر بود،تا 8:30.
اصلا فکر کسانی رو که از وسط شهر پا میشن میان نکردید.
انگار فقط واستون مهم بود مسابقه برگزار کنید و تماشاچی ها هم که ...
پارسال حداقل اگه خاک مانژ خوردیم،به اندازه امسال نسوختیم زیر آفتاب.به یمن همون چند تا شاخه...
من نمیدونم آخه با چه فکری برای اونهمه تماشاچی یه سایبان ساده تهیه نکردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لذت دیدن اسب ها رو خراب کردید با این میزبانی.
هر کس که میامد،بخاطر اون جهنم سوزان، طولی نمی کشید که فرار رو بر قرار ترجیح می داد.
سال به سال باید پیشرفت کنید،نه پسرفت.
دیگه انقدر بریون شدم و...
با آفتاب صبح
می دمد اندر وجود من
ناز تمام نفس های گرم تو
ای آنچه در دل شعرم خلاصه ای،
ای بی لگام اسب فروخفته در حصار
پیمانه ای برای من از عشق خود بیار
...