نتایح جستجو

  1. نفس

    تولد طبیعی در کره اسب و اشکال غیر معمول آن(سخت زایی در اسب)

    normal foaling( زایمان طبیعی در اسب ) یکماه تا زمان تولد: سیستم و دستگاه های اصلی بدن کره اسب هنوز به طور نهایی کامل نشده اند هرچند که به ظاهر تکمیل و در جای خود قرار گرفته باشند. اسکلت سفت و سخت می شود به ضخامت اصلی خود رسیده است . حرکات تمرینی مثل ایستادن و قدم رفتن تمرین میشود.کره...
  2. نفس

    داستانهای اسبی کودکانه

    کره اسب در زمان قديم زن و مردى بودند که زندگى خوبى داشتند. شادى اين زن و شوهر با به دنيا آمدن يک پسر کامل شد. هفت، هشت سالى گذشت و پسرک به مکتب رفت. يک روز زن بيمار شد و مرد. مرد رفت زن ديگرى گرفت. اين زن چشم نداشت پسر شوهرش را بيند. خودش بچهدار نمىشد و وجود اين پسر مثل خارى به چشم او...
  3. نفس

    نگهداری از کره اسب تازه به دنیا آمده

    بخش اول مراقبت و سالم نگهداشتن کره تازه به دنیا آمده پیش بینی تولد یک کره اسب نوزاد بسیار هیجان انگیز است . foalکره اسب در حالیکه زایمان تنها چند دقیقه به طول می انجامد،اما مالک اسب باید از زمان خیلی قبل از موعد زایمان ، مراقبت های خاص از مادیان خود داشته باشد،تا بتواند اطمینان حاصل کند که...
  4. نفس

    داستان اسبی رمنده

    خواهش میکنم.
  5. نفس

    داستانهای اسبی کودکانه

    اسبی به نام هرولد . اسبي به نام هَرولد در مزرعهاي به تنهايي زندگي ميكرد. او بعضي وقتها كمي احساس تنهايي ميكرد، ولي زياد ناراحت نميشد چون خوشش ميآمد براي خودش بازي اختراع كند. بعضي اوقات او وانمود ميكرد كاپيتان يك كشتي است كه دزدان دريايي به آن حمله كردهاند. شمشيرش را ميچرخاند و دزدان...
  6. نفس

    داستان اسبی رمنده

    سردم بود. مي لرزيدم ودندانهايم به هم مي خورد.مادر گفت:"بروبرقص.ببين همه دارن مي رقصن." برف مي باريد.از در و ديوار برف مي باريد وتوي تالار انباشته مي شد. زنها مي رقصيدند.سرشانه هايشان برهنه بود و دامنهاي بلند حرير رنگارنگشان موج مي خورد.ميترا گفت :من كه رفتم.دويد جلو.برگشت و خنديد.دندانهايش مثل...
  7. نفس

    بازیهای اسبی کودکان

    بازی ها--دوره اسب مسابقه اسب (فارسی)
  8. نفس

    تبريك به اقاي هادي مانگري

    تبریک عرض میکنم. با آرزوی موفقیت های بزرگ تر در سایر فعالیت ها.
  9. نفس

    لوکاس،اسبی که مسائل ریاضی را حل می کند

    ” لوکاس” نام اسبی ۱۹ ساله است که با توانایی های شگفت انگیز خود در زمینه شمردن و ریاضی همگان را شگفت زده کرده و حتی صاحب رکورد جهانی گینس شده است. “کارن مرداک ” صاحب این اسب که ۱۰ سال پیش این اسب را خریده است می گوید: لوکاس از ابتدا نشان داد که بسیار باهوش تر از سایر اسبها است و به نظر می رسید که...
  10. نفس

    محفل شاعران

    شبی رکاب زدم شادمان بر اسب خیال به شهر کودکی خویشتن سفر کردم به کوچه کوچه ی آن روزها گذر کردم به کوچه ها که پر از عطر آشنایی بود به کوی ها و گذر های سکت و خاموش رهی گشودم و با چشم دل نظر کردم به خانه ی پدری پا نهادم از سر شوق به هر قدم اثر از نقش پای خود دیدم اطاق و پنجره ها رنگ مهربانی...
  11. نفس

    چه مظلومانه مادرم را شهید کردند...

    سر می زنم به تو ای افتخار من ای چشم های بی گنهت نوبهار من یک عمر زیر بال و پرت جان گرفته ام ای تکیه گاه ایمن من،سایه سار من دست تو بود بر سر من مهربان ترین چون آفتاب بر تن سرد و نزار من من دوست دارمت،بخدا بی نهایت و ایکاش می رسید به تو دست،یار من تو آن قدیم ترین عشق جاودان تو هم نفس،شکوه...
  12. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    عصاره ای بر می گیرم، از تب تند نگاهت و به دفترم می پاشم تا در رکاب چشم هایت بماند ...
  13. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    دور دست هایم خط کشیدند و نعل بندی انگشتانت، روی دست هایم به هم خورد دیگر عجیب نیست، اگر بوی دست هایت را گم کرده باشم ...
  14. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    آفتاب سرزمین چشم های ترم، به کدام شیهه اقتدا می کنی که هنوز، در پس سکوت تیره ابرها مانده ام جایی برای پیچ و تاب نیست، اینجا دیگر مستقیم بتاب ...
  15. نفس

    نتایج کورس بهاره یزد

    http://www.horse.ir/forum/thread13205.html
  16. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    از التهاب این تب نافرجام، به رکاب های خسته ام رجوع می کنم سنگینی من، داغ بر جان رکاب ها زده ...
  17. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    به کدامین گریز، از سر ناگزیری سرازیر می شوی؟ مهمیزها هم خسته اند دیگر به تو نمی زنند به تو نمی رسند جای خون روی چشمهایت باقی ست ...
  18. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    گونه هایش بوی اسب می داد و لبخندش به رنگ انار بود دیگر تازگی ها را مرور می کردم وقتی رو به رویم تداعی می شد ...
  19. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    ژست افسارگسیختگی چشم های تو را گرفته ام، وقتی رو به روی خودم ایستادم و جای پای قلبم در آینه ها ماند، من تکثیر شدم ...
بالا