نتایح جستجو

  1. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    از نان پنجره ای های همسایه ام بگیر، تا آن شیهه های ملسی که در یخچال گذاشته ام برایت تا تازه بماند، من طعم ها را دوست دارم عاطفه ها را می پسندم و به روح لحظه های غنی از... احترامی عجیب قائلم
  2. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    تقاطع صداهایمان هم نه، اما سکوت کره اسب ها که بی دلیل نیست...
  3. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    نی لبک می زد، گاهی چای را پر رنگ تر از همیشه می ریخت نفس زنان راهی را به جستجو می آمد و سگ گله چقدر دلتنگ غروب های خورشید بود. بوی یونجه هیکلش را برداشت، وقتی گیسوانش خم شده بود ...
  4. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    تصمیم های کبری، زیر درخت آلبالو زنگ زدند سارا رفاقتش را زیر سوال برد و آن مرد هنوز نیامده، حتی بی اسب ...
  5. نفس

    دریچه ی ورودتون به دنیای اسب؟

    خدا خیرشون بده،این اطرافیانی که به زور آدم رو سوار اسب میکنن! منم تو بچگی، با گریه سوارم کردن. بعدش هم با زور و گریه پیاده م کردن! نمیخواستم بیام پایین. اما اون گریه کجا و این کجا.
  6. نفس

    دریچه ی ورودتون به دنیای اسب؟

    :rolleyessmileyanim:بقیه نمیخوان به سوال جواب بدن و خاطراتشون رو مرور کنن؟
  7. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    آتش بیار معرکه ی یک سوار باش بر فصل های کهنه ی قلبم بهار باش قدری بهشت روی سر من بپاش و بعد بگریز از جهنم و فکر فرار باش چون لولیان شهر نگاه من اینچنین پایی بکوب،دست بزن،بی قرار باش غم بی تو از سر من رد نمی شود فرهاد من،تبلور شیرین یار باش این زوزه ها کشیده که نه،غلت می خورند بغض مرا دوباره...
  8. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    من و نمناکی این دفتر و حیف... جای غم ها خالی سرخوشم از می عشق، می نوازم بی تار! می نشینم بیدار، باز می گیردم آن حس جنون دل به مهمانی اسبان دعوت، گیسوانم همه لبریز سکوت تک سواری ده ما می آید قامتش را دیدم هم کنون، چشم بصیرت دارم ...
  9. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    بی گمان شعری هست پشت یک خنده ی موزون حزین زیر آن دست ستبر لا به لای عطش کهنه ی شب ... بی گمان شعری هست بین چشمان تو و تاخت های سحری و من و اینهمه تب ...
  10. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    مهاجرت کرده بود، بار و بندیلش زین و افسار بود و از کوچ خسته نمی شد به من هم رسم سفر را بیاموز ...
  11. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    لطفا. صدایم چند لحظه ای گرفته است پنجره ی باکس را نبند زیر لب دست هایم را بخوان خوش خط نوشته ام برایت... لطفا ...
  12. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    باد از هر سمتی بوزد گرد و خاک تو در مانژ بلند است تو راهی را می روی که جاده ای آنجا منتظر است، دختری می خواند ترانه ای محزون، و گلدانی می سوزد در تب آب ...
  13. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    خط به خط تو را از بر کرده ام طوطی وار با لهجه ای اسبی، و عطر روزهای فراموش نشدنی تلخ و شیرین ....
  14. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    آفتاب سوزان را سراغی نمی گیری، از اشک و تردید نمی پرسی، اسب ها را رم نمی دهی، چقدر می توان تغییر کرد؟ چقدر می توان دچار بود؟ ...
  15. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    چه سخاوتمند، سترگ شیهه ات دلبرانه بود وقتی آن را به دنیای خواب هایم بخشیدی ...
  16. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    مثل هفت سالگی ام جوان مانده ای! برف های روی سرت را پارو می کنم، زین خود را بر می دارم و به نقاشی های هفت سالگی ام لبخند می زنم ...
  17. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    نه ، بیدارم نکنید، رویای صادقه ام را دوست دارم، می خواهم اسب وحشی این شبانه ها بمانم ...
  18. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    از صدای کدامین ترانه ام اینگونه رم کرده ای؟ آوازهای روستایی یک قلب زخم دار، در دل شهر چشمانت به چشم می آیند؟
  19. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    گل افشانی این تابوت را به یال و کوپالت سپرده ام برخیز و فرا بخوان شب از من می ریزد سحرگاه این شبزده باش ...
  20. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    نه می توان دست برداشت نه قدم از قدم تنها می توان دل ربود و دل باخت قرن،قرن بازی دل هاست ...
بالا