نتایح جستجو

  1. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    نوشته هایت را روی دام زمینی ام پهن کن بگذار خشک شوند ریشه هایم از عطش بمیرند و از جوانه لبریز شوم با عطری از جادوی یال هایت به یاد ساقه های رونده می پیچم به سمت آسمان چشم هایت مرا ستاره باران کن ...
  2. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    خون ترانه می ریزد از رگ رگ دیوارهایی زرد و به اقیانوس تو می پیوندیم، می شود به یک اسب ریخت با همین بادبادک های رنگی، به انضمام قلک های کودکی ام، می شود...
  3. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    به سان روزهای ابری ام، به سان لبخند های مشکوکم، و به زیبایی طلوعی دوباره می مانی. سر به سرت نمی گذارم، تو شیهه بکش، من درو می کنم، تو آفتاب شو، من نفس می کشم، تو باش، من رنگ بودن می گیرم، ...
  4. نفس

    دندان اسب! (طنز)

    روزی شخصی اسب خودش را برای فروش از روستا به شهر برد و در میدان شهر اون را به معرض دید خریداران گذاشت ، از آنجا که سن وسال اسب را واینکه چه قدر توان کار دارد از روی دندانهایش تشخیص میدهند ، هر کس می آمد اول دهان اسب را باز میکرد و دندانهایش را میدید . اون روز اسب شخص، باب میل کسی قرار نگرفت و به...
  5. نفس

    دستی کشیدن با اسب!!!

    منبع:???? ????? : ?? ??? ???? ?????!!! | ??? ??? ????? ??? ?????? ??? ??????? یعنی این هندیا دیگه آخرشن ها.لووول
  6. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    چطور دلشان می آید تو را...؟ برق چشمانت از هر سگی گیرنده تر است! شکوفه های خاطراتم اینک از مهمیزهای حک شده بر روحم، تو را فریاد زنان در خود تکرار می کند ...
  7. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    گداخته ای دیگر بر جانم هر آنچه می بایست شبی که رم کردم را فراموش نکن من از تب دلهره ات بیمارم ...
  8. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    از سر و رویت می بارد باران دلتنگی من غرق می شوم بادبان کودکی هایت مرا می فریبد شب غربت زده ام را سم بکوب و بگذر فردایت را برایم پست کن ...
  9. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    چیزی سنگینی می کند بین دستهایم و آشوب در نگاهم موج می زند تو به کدامین شیهه پابندی؟ به کدام قله در پرواز؟ من بی معصومانه ی نگاهت چه کنم ...
  10. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    چشم دلم روشن از این عشق ناب از عطش و اشک و غم و اضطراب مصرع جامانده ام از شعر تو چشمه تویی،نور تویی،آفتاب باید از این پس به خودم شک کنم لحظه ی بیداری امی یا که خواب؟ شبنم محضی به گل باغ من باید از این باغ بگیرم گلاب فصل سرآسیمگی ام اینک است در گذر از جاده ی پر پیچ و تاب راه که هموار نباشد...
  11. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    یورتمه ات را به رخم می کشی قدری از این فاصله دوری بکن گاه به سرخط دلم سر بزن باز در این قافله شوری بکن دهکده ی سبزتر از نو بهار از دم این خانه عبوری بکن پای به چشمان غزالی گذار هر نگهم را تو مروری بکن لحظه قشنگ است،به یمنش بیا هر نفسی،جشن و سروری بکن شبزده های پر از عشق مرا ای مه من،غرق ز...
  12. نفس

    با عشق بخوانید...(2)

    با سلام به دوستان عزیزم به علت مشکل در تاپیک قبلی با همین عنوان، این تاپیک ایجاد شد. به امید اینکه اشعار من موجبات رضایتمندی خاطر اسبی های عزیز را فراهم کند. روز و روزگار بر شما خوش.
  13. نفس

    عشق اسب

    اونوقت من و اسبم رو با هم میندازن بیرون!!!:blushsmiley:
  14. نفس

    کهن ترین کتاب پرورش اسب را آریایی ها نوشتند

    خاطرم نیست. اگر سرچ کنید فکر کنم راحت پیدا بشه تو گوگل.
  15. نفس

    با عشق بخوانید...

    آیا چگونه تو را می شود ندید؟ با آن شکوفه های سیاه و کمی سپید تا صبح هم به خال های تنت چشم دوختن شاید کم است،تا بتوان عشق را کشید ابلغ ترین خیال دل انگیز خاطری ای روح سرکش ازلی در درخت بید گاهی تکان نخوردنت از انفجار توست بی شک نمی توانی از این ره به سر رسید ای وای، شب و دو چشم و چه می شود من...
  16. نفس

    با عشق بخوانید...

    هر تبسم واژه می رویاند اندر شیهه هات شعر،شب،بیداری و تفسیر یال بخش های ناگزیر روح من،جان من است یا بگویم بهتر اندر جام می آنچه رخ می پروراند هر زمان، با هزاران رنگ ناب و آتشین، سرخی خون همیشه جاری ام در رگی با وسعت فردای اسبی ست...
  17. نفس

    با عشق بخوانید...

    بادها رد می شوند و قاصدک را می برند سوی شیدا، پادشاه اسب ها هر زمان یاد مرا. ماهها من در اسارت بر مرام اسبی ام! آه اگر کفتر شوم پر می کشم در میان باکس های پاکتان، ظاهرا تعبیر این رویا چنین خواهد نمود: سال ها هم بگذرد،من جلد بام اسبی ام! ...
  18. نفس

    با عشق بخوانید...

    گاه می پرسد نژادت چیست؟ می گویم که من، از نژاد دختران اسبی ام! باغ را با این درختان جنس اسبان هم اگر می ساختند، من درخت بی خزان اسبی ام!
  19. نفس

    با عشق بخوانید...

    "سخت "باش و "شاد" باش و just "باش" باز می بینی عنودان تیره بختی بافتند در خیال خام هجری که برای من و تو می بافتند! بس که در گیرم به تو درد نابی، من که واگیرم به تو! نعل باران هم نگردم، یاد تو خوشبختی است راه آسانی برای زندگی، در ورای در ورای یک جهان از سختی است
  20. نفس

    با عشق بخوانید...

    تبم را جز تو درمان ، سخت خواهم یافت شیدا!
بالا