خوابم نمی برد که به رویا سفر کنم
از این شب کذایی مفرط گذر کنم
خوابم نمی برد که تو را بیشتر از این
از اشتیاق خفته ی خود با خبر کنم
من مرهمم،همان که تو می خواستی ولی
حاشا به قلب وحشی تو،من اثر کنم
شعر و من و سپیده،و اما به جان تو
هرگز نمی شود ز غزل ها حذر کنم
خسته م ز قلب سنگی این قرن،بی...